مرجع دانلود رمان و داستان کوتاه

رمان قلب دیوار

سال انتشار : 1397
هشتگ ها :

#رابطه_رئیس_و_منشی #روابط_آزاد #مثبت_15 #کل_کلی #پایان_خوش

موضوع اصلی رمان قلب دیوار

قاچاق مواد مخدر- دوستی و تکریم والدین.

هدف نویسنده از نوشتن رمان قلب دیوار

بازگو کردن یکی از مشکلات جوانان جامعه که شامل ایجاد اعتبار برای کسب و کاره، که گاها ناخواسته درگیر فساد میشن. نوشتن از پدر ساسان دغدغه ذهنی خودم(دل‌آرا) بود. زندگی با یک بیمار حیات نباتی و دغدغه‌های همراه اون.

پیام های رمان قلب دیوار

احترام به والدین. آزادی در چارچوب مشخص و متناسب با تفکر هرشخص به گونه‌ای که به خود شخص آسیبی نرسه. ارزش دوستی.

خلاصه رمان قلب دیوار

پریناز برای فرار از عشق سابقش به خونه دوستش لیلی به تهران میاد و در شرکت دارویی ساسان و حامد مشغول به کار میشه. طولی نمیکشه که دوستی سطحی ساسان و پری درگیر اتفاقاتی ناخواسته میشه و اونها مجبور میشن این رابطه رو جدی بگیرن…

مقداری از متن رمان قلب دیوار

قبل از آن‌که دستم به دکمه زنگ برسد در باز می‌شود و ساسان توی چارچوب قرار می‌گیرد.
لباس بیرونی به تن دارد. خریدهایم را توی دستم جابه‌جا می کنم.
– جایی می‌رفتی؟
می‌خواهد دهان باز کند که می‌گویم:
– ببخشید… حواسم نبود به من ربطی نداره!
برافروخته نگاهم می‌کند.
او را کنار می‌زنم و وارد خانه می‌شوم.
خم می‌شوم تا کفش‌هایم را توی کمد جاکفشی بگذارم که او در را با عصبانیت می‌کوبد و باعث می‌شود تکانی بخورم.
صدای عمه زری از توی اتاق بلند می‌شود.
– ساسان؟
من به جای ساسان جواب می‌دهم:
– سلام عمه.
– ااا اومدی؟ ساسان داشت می‌اومد دنبالت!
ساسان ملاحظه حضور عمه‌اش را نمی‌کند.
– پیام جواب دادن بلد نیستی؟
وارد آشپزخانه می‌شوم. عمه زری آرام صدایش می‌زند اما ساسان پشت سرم وارد آشپزخانه می‌شود. پلاستیک‌هایم را روی میز می‌گذارم.
– با توام! زبونت که واسه متلک‌گویی درازه، حالا حرفی نداری بزنی؟
پالتویم را از تنم خارج می‌کنم و آرام می‌گویم:
– ملاحظه دارم می‌کنم… روتو زیاد نکن!
دست دراز می‌کنم تا پلاستیک قارچ را بردارم که به ضرب دستم را پس می‌زند.
– با اعصابم بازی نکن پریناز! کدوم گوری بودی؟
پلاستیک‌ها را نشان می‌دهم و با صدای نسبتا بلندی می‌گویم:
– معلوم نیست؟!
– به من چرت و پرت تحویل نده! چهار تا پلاستیک خریدی که هیچ کدومشونم احتیاج نیست و می‌شه از سر همین کوچه هم خرید. سه ساعته شرکت تعطیل شده!
جیغ می‌زنم:
– حداقل دروغ نگفتم!
عمه به صورتش ضربه می‌زند.
– توروخدا آروم‌تر بچه‌ها!
خریدهایم را رها می‌کنم و ساسان را کنار می‌زنم تا از آشپزخانه خارج شوم.
اول دست چپم و بعد هر دو بازویم را می‌چسبد و مرا مقابل خودش نگه می‌دارد.
این منظره وحشتناک است. از شدت خشم نمی‌تواند فک قفل شده‌اش را باز کند.
– یک بار دیگه به من بگی دروغگو بد می‌بینی!

***

– دلم می‌خواد تو همه لحظه‌هات شریک باشم… احمق بودم که سعی کردم دیوار بکشم.
چشمک می‌زنم.
– معذرت می‌خوام که نظریه‌ت رو رد نمی‌کنم.

***

دفتر قلب من زیادی برای علیرضا باز بود. زیادی از احساس من مطمئن بود. من برایش خانه امنی بودم که فهمید هیچ وقت مرا از دست نمی دهد!
پریناز خانم! چشمانت را خوب باز کن. این تو بودی که او را برای همیشه از دست دادی.

نام شخصیت های مهم و ویژگی های آنها در رمان قلب دیوار

پریناز : دختری که تا یه جا از زندگیش مدام به دوست‌ پسرش باج داده، هرجا گیر کرده از دوستش کمک گرفته. دیگران رو سرزنش کرده درحالی که خودش هم چندان موفقیت درخوری نداشته. یه جایی از زندگی تغییر میکنه و تبدیل به زنی قوی میشه.
ساسان کسرائیان : پسری به ظاهر خوشگذران و بی احساس. که علاقه‌ای به ازدواج و پایبند شدن نداره. در حالی که وقتی پای عزیزانش وسط بیاد از هیچ‌ تلاشی دریغ نمی‌کنه.
لیلی : یه رفیق رک گو و پایه و دلسوز.
حامد : شریک و رفیق جدی و منطقی. و صدالبته جدی و بداخلاق.

سوالات متداول

این رمان زیبا به قلم سوسن قابی (دل‌آرا دشت‌بهشت) یکی از بهترین نویسندگان رمان نوشته شده است.
این رمان به صورت فروشی تکمیل شده می باشد. لطفا توجه داشته باشید تمامی رمان های باغ استور با اجازه کامل نویسنده و به صورت قانونی و حلال قابل دانلود و یا خرید می باشد. لطفا از وب سایت های که اثر نویسنده ها را بدون مجوز قرار می دهند خرید و یا دانلود انجام ندهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید