ارتباط با ما

رمان نقاب شیطان

سال انتشار : 1400
هشتگ ها :

#پایان_خوش #رازآلود

موضوع اصلی رمان نقاب شیطان

سرگذشت پسری که زندگی اون رو تبدیل کرده به یه شیطان که قاتل آدم های گناهکاره

هدف نویسنده از نوشتن رمان نقاب شیطان

درواقع هدف اصلیم این بود، رمانی بنویسم که ذهن رو به چالش بکشه.
یعنی توی دید اول هرکسی خلاصه رو بخونه میگه رمان کلیشه هست؛ اما من هدفم این بود رمانی بنویسم که تو اوج کلیشه بی تکرار باشه و هیچ وقت از ذهن مخاطبینم پاک نشه. نشون بدم همه شیطان نیستن و برعکس همه فرشته هم نیستن. البته که موفق هم شدم و نقاب شیطان به محبوب ترین رمان من تبدیل شد.

پیام های رمان نقاب شیطان

پیامی که دوست داشتم از طریق رمانم به مخاطبینم بدم این بود که همیشه درون آدم هارو نگاه کنیم، نه ظاهرشون!
گاهی آدم هایی که به چشمان ما گناهکار هستن، می‌تونن فرشته نجاتمون باشن.

خلاصه رمان نقاب شیطان

شاهد قتل مردی شدم که یک شیطان واقعی بود و زندگیم رو از آن خودش کرد…
همه ی زندگیم پر شد از عذاب و من داشتم تاوان یک دیدار ناخواسته رو میدادم…
اون مرد همه چیزم رو به نام خودش زد و آخرین تیرش بچه ای بود که توی شکمم به پرورش افتاد.
من با کشتن اون بچه، دوست داشتن شیطانی رو از دست دادم که فکر میکردم مایه عذابمه؛ اما…

مقداری از متن رمان نقاب شیطان

هیچ وقت ، هیچ زمان…
تحت هیچ شرایطی کسی رو قضاوت نکن. هر موقع کفش های اون طرف رو پوشیدی و قدم هاش رو برداشتی؛
هرموقع طعم سختی های که کشیده رو زیر زبونت مزه کردی…
هرموقع جا پاش گذاشتی و تو شرایطش قرار گرفتی…
اون موقع برای خودت ببر و بدوز!
ولی قبل اون هیچ کس رو قضاوت نکن.
چون زمام میچرخه و میچرخه، یه روزی یه جایی خفتت میکنه…
به قول یه جمله ای :
« هیچکس نفهمید شاید شطان عاشق
حوا شده بود که بر آدم سجده نکرد »
من برای بزرگ شدن مجبور بودم از روی لجن و کثافت رد شم و نقاب روی صورتم بذارم. نقاب یه شیطان؛ نقاب قاتل…
من برای زنده موندن مجبور بودم جون بگیرم و پشیمون نیستم…
چون از شیطان یاد گرفتم وقتی خُدا هَم باهام لج کرد تنهایی یِه دُنیا رو به خون بکشم.

نام شخصیت های مهم و ویژگی های آنها در رمان نقاب شیطان

آهو و تکین ( کابوس)

0 0 رای ها
به متن بالا چه امتیازی میدی؟؟!
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها