ارتباط با ما

رمان نامشروع

سال انتشار : 1400
هشتگ ها :

#پایان_خوش #نامشروع #رمان_اجتماعی #فرزندان_نامشروع #ترنس_ها #فرزند_طلاق

موضوع اصلی رمان نامشروع

تاثیر بد قضاوت بر زندگی و اینده ی افراد.

هدف نویسنده از نوشتن رمان نامشروع

تو این رمان سعی کردم بگم که چشم های ما همه چیز رو درست نمی بینه .. سعی کردم به تجاوز بپردازم .. به بچه های نامشروع ، بچه های طلاق و همچنین ترنس ها .. اینکه بعضی هاشون چقدر سخت زندگی می کنن .. اینکه بعضی خانواده ها فقط از ترس ابرو و قضاوت نشدن ، مجبور به چه کارهایی می شن
چه پیام هایی رو سعی کردید به مخاطب القا کنید؟
سعی کردم بگم یکسری عقایدی که تو جامعه ی ما رشد می کنه ، اشتباهه
یکسری تفکرات باید عوض شه .. دوست داشتم بگم که کمتر قضاوت کنیم.

خلاصه رمان نامشروع

نامشروع روایت زندگی جانان است ‌‌. جانانی که در مهمانی یکی از دوستانش توسط فردی ناشناس مورد تجاوز قرار می گیرد و این در حالیست که فقط چند هفته به عروسیش مانده است . زمانی همه چیز خراب می شود که متوجه بارداریش می شود و این تازه اغاز ماجراست …

مقداری از متن رمان نامشروع

_ همه میگفتن دود اتیش این انتقام تو چش خودت میره
کمی برمی گردم و از نیم رخ خیره اش می شوم . نیم نگاهی حواله ام می کند و سپس برمیخیزد و بسویم پیش می اید . حال اوهم تعریفی ندارد . زیر چشمانش گودالی عمیق شکل گرفته و جنگل چشمانش تخریب شده است . مقابلم می ایستد و نفس اغشته به عطرش را بر صورتم می کوبد
_ اره رفت .. رفت که این قلب…
قلب را با هزاران هزار حرص و ولع بیان کرد . سمت چپ سینه ی عریانش را لمس می کند و حریص تر از قبل ادامه می دهد
_ این قلب پر از عقده و کینه ، اینجوری واسه تو بیتاب شده
عصبی پلک می بندم . حرف هایش فقط حالم را بدتر می کند . اعتراف به دوست داشتنش .. انهم برای اولین بار طعم ان قهوه های ترک را می داد .. انهایی که حتی اگر کیلو کیلو شکر هم بهش اضافه کنی ، شیرین نمی شود
جانان : این عشق گناهه
سری جلو می کشد و تار های لختم را لمس می کند . تار هایی که خودسرانه از افسار کش مویم گریخته بودند
_ اگه تو دین شما گناهه ، پس من گناهکار ترینم جانان
چشمانم گرد می شود . این مرد انگار هیچی نمی فهمید . مرا در مرداب گناهش گرفتار کرده بود و حالا قصد داشت هردومان را غرق کند . اگر نگران حال مامانم نبودم ، یک لحظه هم کنار این مرد نمی ماندم ..
باز هم سر جلو می کشد و نفس هایش را بر پوست تب زده ام می نشاند و با صدایی به شدت بم و گرفته می خواند
_ مرا عهدیست با جانان که جان من باشد و اگر این عهد گناه من شود ..
لبانش را به گونه ام می چسباند و من به گریه میفتم . از خودخواهی اش .. از نامردی اش .. از پشیمان نبودنش..
_ توبه نمی کنم ز آن
گریه ام شدت می گیرد . محکم بر سینه اش می کوبم بلکه عقب بکشد . ترسم نسبت به این مرد اینبار بیش از قبل شده است . این مرد همانی بود که نابودم کرد و حالا بی انکه ذره ای پشیمان باشد ، داشت عشقش را جار می زد
و من امشب فهمیدم که گاهی مردان عاشق هم می توانند ترسناک باشند . قطعا یک مرد عاشق و بزهکار که حلال و حرام سرش نمی شود ، بیش از هرچیزی ترس دارد.

نام شخصیت های مهم و ویژگی های آنها در رمان نامشروع

جانان : یک دختر محکم و منطقی ولی احساسی بود . خانوادش رو خیلی دوست داشت و حاضر بود برای کسایی که دوستشون داره ، هرکاری بکنه . البته که اخلاق بد هم داشت مثل لجبازی که یک روزی کار دستش داد و منجر به خراب شدن زندگیش شد
دارمان : دارمان بواسطه ی کودکی از دست رفته ای که داشته ، تبدیل به یک ادم کینه ای و سرد شده
محبتی ندیده و به همین دلیل هم عشق ورزیدن بلد نیست . تنها مرد زندگی مادرش بوده و حالا با وجود کینه ای بودن و نابلدی هاش ، یک مرد و تکیه گاه محکمی است.

2.5 6 رای ها
به متن بالا چه امتیازی میدی؟؟!
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها