ارتباط با ما

رمان فایروال

سال انتشار : 1399
هشتگ ها :

#پایان خوش
#عاشقانه
#ازدواج اجباری

موضوع اصلی رمان فایروال

خون بها

هدف نویسنده از نوشتن رمان فایروال

به تصویر کشاندن حقایق مهم زندگی!

پیام های رمان فایروال

آگاه سازی فکری و پایان دادن به فقر فرهنگی

خلاصه رمان فایروال

بعد از ده سال به ایران برگشته بود تا انتقام بگیرد از زنی که سالها با روح و روانش بازی کرد و منجر به پیشروی بیماری‌اش شد.
از ان طرف، برادر یکی یک دانه‌اش در شروف ازدواج بود اما با پیش امدن یک ماموریت کاری اریا را به جای خود به لندن می‌فرستد و این در حالیست که وصیعت‌نامه‌ی سوم حاج رسول رو میشود و انجاست که متوجه میشوند بنا به دلایلی آریا و اوین خواهر و برادر هستند.
اریا از این ماجرا چیزی نمی‌داند و اوین سعی در راندن او دارد؛ طوری که اریا طاقت نمی‌آورد و با یک شُک کوچک ایست قلبی می‌کند و اتش دیوانه‌ی قصه به همین راحتی ها از خون برادر عزیز کرده اش نمی‌گذرد.

مقداری از متن رمان فایروال

– بگو! تو هم بگو که من و دوست داری؟! بگو و از این در به دری خلاصم کن.
به برمودای چشمانش زل زد و با اظطرابی که دلیلش را نمی‌دانست زمزمه کرد:
-نه که دوست نداشته باشم… نه!
فقط می‌ترسم ازت… پیچیده‌ایی!
همونقدر که نداشتنت سخته، داشتنت هم سخته.
همونقدر که بلدی منو بخندونی، بلدی اشکم و دربیاری.
همونقدر که مهربونی، همونقدر هم بی‌رحمی.
میدونی ادم نمیتونه کنارت اروم بگیره
همونقدر که بلدی با من باشی و آروم
ممکنه ادم و پرت کنی ته دره

نام شخصیت های مهم و ویژگی های آنها در رمان فایروال

اِوین: شخصیت مظلوم داستان که کم کم توسط یک شخص مهم بال پرواز می‌گیرد.
آریا: مرد آریایی و مهربان داستان و صد البته مطیع برادر بزرگ‌تراش.
آتش: مرد دیوانه و بیمار داستان که خوی وحشی‌اش گریبان‌گیر خیلی‌ها می‌شود.
برکه: زنی تنوع طلب و حسود که تنها منفعت و موقعیت مالی خودش را تحت هر شرایطی درنظر می‌گیرد.

2 2 رای ها
به متن بالا چه امتیازی میدی؟؟!
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها