ارتباط با ما

رمان شهزاده سوار بر اسب

سال انتشار : 1399
هشتگ ها :

#راز_آلود #عروسک_جنسی #فروش_انسان

موضوع اصلی رمان شهزاده سوار بر اسب

سازمان جهانی برده داری و فروش و کرایه دادن انسان‌ها.

هدف نویسنده از نوشتن رمان شهزاده سوار بر اسب

کنجکاوی برای حقیقت داشتن موضوع عروسک‌های جنسی و بعد علاقمند شدن آن موضوع و بازگو کردنش به طور سر پوشیده برای بقیه.

پیام های رمان شهزاده سوار بر اسب

آگاه سازی مردم که همچین سازمان‌های در جهان وجود دارد که دست قانون پیش آن‌ها کوتاه هست و خیلی هم قانونی کار خلاف می‌کنند.

خلاصه رمان شهزاده سوار بر اسب

سازمان بزرگ جهانی برده داری دنبال دختری نترس و شرور می‌گردند و از قضا به اشتباه دختری را از شب عقدش بر می‌دارن. دختر ساده و عامه نشینی که به یک اشتباه دست در دست جلادات می شود و دنبال راهی برای رهاییست!

مقداری از متن رمان شهزاده سوار بر اسب

– چرا این مار رو بازوته؟
الحق که پرو رویی را تمام کرده‌ام!
– نه باید در کنار دکتر گوش، دکتر چشم هم ببرمت!
– باز چی شد که به فکر چشم‌های من افتادی؟
دست نقش و نگار شده‌اش را در دو سانتی چشمانم می‌گیرد و می‌گیرد و می‌گوید: این اژدهاست نه مار!
چشمانم را چپ و راست می‌کنم و دقیق‌تر که نگاه می‌کنم می‌بینم واقعاً اژدهاست!
پوزخندی می‌زنم و می‌گویم: حیون، حیونه این یا اونش فرقی نداره!
چشم ریز می‌کند و من باز قسم می‌خورم، چشمانش بدون عینک قشنگ‌ترین چشم‌ دنیاست!
– نمی‌ترسی خفه‌ات کنم؟
در حال بستن دکمه‌هایش در چشمانش زل می‌زنم و بی ربط به موضوع بحث مان می‌گویم: چشمات شبیه مار مورفی است!
– اون چیه؟
خیلی آرام و زمزمه وار می‌گویم: یعنی نقره‌ای، نادر، زیبا، گیرا و اما ترسناک!

نام شخصیت های مهم و ویژگی های آنها در رمان شهزاده سوار بر اسب

نارین: دختر منطقی، صبور و قوی داستان
دانیار: پسر خوف ناک، جدی و مرد عمل داستان

3 2 رای ها
به متن بالا چه امتیازی میدی؟؟!
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها