مرجع دانلود رمان و داستان کوتاه

داستان به وقت بامداد

سال انتشار : 1401
هشتگ ها :

#روانشناسی #درام

موضوع اصلی داستان به وقت بامداد

نشان دادن قدرت عشق و قوی بودن

هدف نویسنده از نوشتن داستان به وقت بامداد

ایجاد حس های مختلف در دل خواننده و قوی بودن.

پیام های داستان به وقت بامداد

قوی بودن و تنها نذاشتن همدیگر در شرایط سخت.

خلاصه داستان به وقت بامداد

از نظر من ثروت واقعی، پول نیست ؛ عشق است…عشق جواهری نایاب است.. آدمی که آن گوهر ناب را در وجودش یابد.. بی شک ثروت واقعی را پیدا کرده..
من ماهانم.. پسری که این جواهر را در وجودش کشف کرد… من عشق را پیدا کردم.. نامش باران بود…
او هر روز راس ساعت ۶ به کافه مورد علاقه ام می رود. دو فنجان قهوه سفارش می دهد و به پنجره نگاه می کند تا زمان بگذرد…بدون اینکه کار خاصی انجام‌ دهد.. سپس آن جا را ترک می کند.. اوایل درباره اش کنجکاو بودم ، هر روزی که می رفتم بودش.. کم کم دلم را به او باختم.. ولی یک مشکلی وجود داشت…بارانم حالش خوب نیست …او بیمار است…

مقداری از متن داستان به وقت بامداد

به نظرم ما انسان ها زنده ایم تا عشق بورزیم و عشق دریافت کنیم. این چیزیست که به ما شکل می دهد . اگر نباشد فقط یک حفره تو خالی در قلبمان ایجاد می شود . این حفره به مرور زمان بزرگ و بزرگ تر می شود تا جایی که آن حس تنهایی و پوچی را در تک تک سلول هایتان احساس می کنید .

***

من باور دارم که خدا هیچوقت ما رو توی شرایطی که برامون خیلی سخت باشه و تحملش برامون امکان ناپذیر باشه قرار نمیده. همیشه همه ی سختی های زندگی رو در حد توانمون مقابلمون میزاره. برای همین کسی که بتونه از همه ی این مشکلات حالا چه سخت یا آسون عبور کنه خیلی آدم قوی ایه.

خلاصه شماره دو :
راجب ماهانه که عاشق دختری به اسم باران میشه که اسکیزوفرنی داره. این قبلا یک نامزد داشته که توی تصادف ماشین میمیره و عذاب وجدان گرفته . فکر میکنه مقصر خودشه. و همش توهم میزنه که نامزش رو جلوش میبینه که بهش میگه خودشو بکشه‌ . ماهان خیلی شبیه نامزدشه. برای همین باران قبولش میکنه.

نام شخصیت های مهم و ویژگی های آنها در داستان به وقت بامداد

ماهان:تنها نذاشتن باران در شرایط سخت
باران: قوی بودن
شاداب: تنها نذاشتن باران و کمک کردن به او

1 1 رای
به متن بالا چه امتیازی میدی؟؟!
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها