مرجع دانلود رمان و داستان کوتاه

موضوع اصلی رمان خیزران

داستان دختری که بعد از ده سال که از فرار تو شب عروسیش می گذره، کنار خیابون با همسر سابقش رو به رو می شه…

هدف نویسنده از نوشتن رمان خیزران

این رمان موضوعاتی داره که تابو محسوب می شن و معمولا تو رمانا به خاطر عرف و شرع درباره‌اش حرف نمی زنن و من به عنوان نویسنده وظیفه ی خودم دونستم که حداقل تو یکی از رمانام درباره ی اینطور مسائل حرف بزنم تا شاید فرهنگ سازی بشه.

پیام های رمان خیزران

در درجه اول قضاوت نکردن و بعد ایستادگی در برابر سنت و عقاید و فرهنگ های غلط و احترام به همه آدم ها با همه عقاید و گرایش ها.

خلاصه رمان خیزران

گیسا که تو شونزده سالگی با اجبار بزرگترا صیغه پسرخاله‌اش شده، شب مراسم عروسیش با پخش شدن فیلمی که اثبات جنایتش بوده به ناچار فرار می کنه و بعد از ده سال در حالیکه برای کسب درآمد به شغل نامتعارفی رو آورده، سوار یه ماشین می شه که شبو باهاش بگذرونه و وقتی به خونه اش می رسه می فهمه که اون آدم، پسرخاله و شوهر سابقشه…

مقدمه رمان خیزران

گیسا عاشق خوانندگیه و تو شونزده سالگی با پسرخاله اش گیو، که عاشق گیسا بوده و متوجه علاقه اش به خوانندگی می شه، تصمیم می گیرن یواشکی فرار کنن و برن خارج، برای این کار به پیشنهاد گیو شبونه میرن خونه ی دوم پدر گیو تا از اونجا پول بدزدن، ولی گیو که می دونست اونجا خونه ی زن صیغه ای پدرشه، اون زنو می کشه و به دوستش می سپره از رفت و آمد گیسا به خونه فیلم بگیره تا قتل رو بندازه گردن گیسا و خودش فرار می کنه و می ره خارج، ولی شب عروسی گیسا و اون یکی پسرخاله اش زرتشت، فیلمو پخش می کنه تا عروسیشون رو بهم بزنه.
گیسا از ترس پدربزرگ سرهنگش که می خواد به خاطر قتل معرفیش کنه، همون شب فرار می کنه و ده سال بعد، وقتی پدربزرگشون مرد، زرتشت دوباره می گرده دنبال گیسا و وقتی پیداش می کنه که اونو در حال تن فروشی می بینه‌.
حالا هم پشیمونه که چرا این ده سال دنبالش نگشته و هم نمی تونه با این شغل گیسا کنار بیاد، ولی گیسا رو هم تنها نمی ذاره و خبر نداره که گیسا تمام این سال ها داشته پول جمع می کرده که قاچاقی از کشور خارج بشه و از گیو انتقام بگیره.

مقداری از متن رمان خیزران

-چه جوری پیدام کردی؟!
نگاه اونم مثل من گیج بود و ناباور ولی مطمئناً وحشتناک ترین و هراس آور ترین نگاهی بود که تا حالا تو عمرم از کسی دیده بودم!
انگار تازه از شوک دیدن من در اومده بود، انگار اونم شک داشت به اینکه من واقعاً همون گیسای شونزده ساله ای که می شناخت باشم و حالا پرده های شک و تردید از جلوی چشمش کنار رفته بود و تازه داشت با این واقعیت که منو تو چه شرایطی دیده و پیدا کرده کنار می اومد، انگار تازه داشت می فهمید که من خودمو به چه روزی انداختم تو این ده سالی که از فرار کردنم می گذشت!
مردمک چشماش لرزید و سرشو با ناباوری به چپ و راست تکون داد و گفت :
-همین؟ تنها حرفی که الان به ذهنت می رسه همینه؟! تنها چیزی که مهمه اینــــــــــــه؟! فکر نمی کنی قبلش تو باید جواب سوالای منو بدی؟
نگاهم به قفسه سینه اش بود که تند تند بالا پایین می شد از شدت خشم و عصبانیت، وقتی نعره اش پرده گوشمو لرزوند:
-هرزه شدی سگ پدر بی نامـــــــــــــــوس؟!
ضربه محکم دستی که سمت راست صورتم کوبیده شد پرتم کرد سمت میزی که زیر تلویزیون بود و از پهلو افتادم روش، نفسم از درد پهلو و استخون گونه ام رفت ولی درد توی دلم بیشتر بود…
همین یه ضربه انقدری انرژی ازم گرفت که نتونستم در برابر ضربه های بعدی دست و لگدی که رو صورت و بدنم می نشست از خودم دفاع کنم و دونه دونه اشو به جون خریدم ولی کاش فقط حرص و خشم جنون آمیزش رو با تحمیل درد به جسم بی جونم خالی می کرد، نه با حرفایی که روحم و به قهقرا می برد:
-از خونه ی من رفتی که ده سال بعد گوشه خیابون پیدات کنـــــم ولدزنـــــــا؟ کثافت، آشغــــــــــال، با چند نفر خوابیدی و ازشون پول گرفتی هـــــــــــان؟! به چند تا لاشی تر از خودت حال دادی؟ از چندتاشون حامله شدی پتیاره بی شــــــرف، حرف بزن… حرف بـــــــــــــزن!

***

می خوام دوباره بشی شکل همون دختری که واسه اولین بار قلبمو لرزوند و دل و دینمو با خودش برد، با حرکاتش، با صداش، با شیطنت هاش، با آزاد و رها بودنش، با خوشگلیاش، با چشمای رنگ یخش، با کک مکای روی صورتش که منو همون لحظه ی اول، یاد گل سنگ و خال خال های روی گلبرگاش انداخت…

***

-آوردمت اینجا که جواب دو تا سوالی که همیشه دوست داشتی بدونی که کی عاشقت شدم، این یک، دو اینکه چرا اسم شرکتمو گذاشتم، خِیزَران!
-این دوتا، ربطی دارن به هم؟
-اولین بار اینجا عاشقت شدم! باغ خیزران!

نام شخصیت های مهم و ویژگی های آنها در رمان خیزران

گیسا شیطون، شجاع، با گذشت‌.
زرتشت عاقل، مهربون، صبور.

سوالات متداول

این رمان زیبا به قلم گیسو خزان یکی از بهترین نویسندگان رمان نوشته شده است.
این رمان به صورت غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن) می باشد. لطفا توجه داشته باشید تمامی رمان های باغ استور با اجازه کامل نویسنده و به صورت قانونی و حلال قابل دانلود و یا خرید می باشد. لطفا از وب سایت های که اثر نویسنده ها را بدون مجوز قرار می دهند خرید و یا دانلود انجام ندهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید