مرجع دانلود رمان و داستان کوتاه

رمان آخرین شب

سال انتشار : 1398
هشتگ ها :

#پایان_خوش #عاشقانه #طنز #همخونه‌ای

موضوع اصلی رمان آخرین شب

داستان دختری عکاس که از شخصی که نباید عکس می‌گیره و به واسطه‌ی همین عکس وارد یه گروه خلافکار می‌شه.

هدف نویسنده از نوشتن رمان آخرین شب

هدف من از نوشتن این رمان شروع رسمی نویسندگی بود. من همیشه دوست داشتم یه رمان بنویسم و خب رمان آخرین شب اولین رمان من بود.

پیام های رمان آخرین شب

پیامی که سعی کردم از این رمان به بقیه بدم اینه که هیچ وقت ناامید نشن و توی شرایط سخت دست از تلاش کردم برندارن.

خلاصه رمان آخرین شب

داستان درمورد دختری به اسم لیاناست که برای یه مهمونی به خارج از شهر می‌ره. آخر شب توی مهمونی یه اتفاقی میفته که لیانا میاد بیرون و توی کوچه قدم می‌زنه. یهو متوجه‌ی یه سری آدم عجیب و غریب می‌شه که درحال معامله کردن پول هستن. یواشکی با دوربین ازشون عکس می‌گیره ولی از شانس بدش دوربینش فلش می‌زنه…
لیانا چیزی که نباید رو دیده بود و حالا مهرادِ قصه‌ی ما رئیس مافیا چه بلایی سر لیانا میاره؟

نام شخصیت های مهم و ویژگی های آنها در رمان آخرین شب

به سمت در که پشت سرم بود و حدود سه متر باهام فاصله داشت، قدم برداشتم و دستم رو روی دستگیره ی نقره‌ای رنگش گذاشتم، دست گیره رو تکون دادم ولی بی فایده بود؛ چون در قفل بود! دقیقا همون اتفاقی که ازش می ترسیدم.
با شنیدن صدای قدم های آرومی که، از پشت سر بهم نزدیک می شد و صدای همون قدم ها توی خونه می‌پیچید، متوجه شدم قضیه جدی تر از این حرف هاست.
سرم رو آروم برگردوندم و به در تکیه دادم، پسره با قدم های آروم داشت بهم نزدیک میشد.وقتی بهم رسید با لحن ترسناکی گفت:
_مثل اینکه هنوز متوجه نشدی کجا هستی!
سرمو با گیجی تکون دادم و با ترس گفتم:
_مگه کجام؟
پسره بهم نزدیک شد و دستمو گرفت و با خشونت به سمت مبل برد.هلم داد، که تعادلم رو از دست دادم و جلوی پسری که موهای قرمز و چشمای آبی داشت،افتادم.

0 0 رای ها
به متن بالا چه امتیازی میدی؟؟!
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها